کِرم گِرفته دهانِ
سیاهچامه به دوشان
کِرم گرفته دُکانِ
سیاهنامه فروشان
مگر تو نفت بریزی
به دَرزهای دکان ها...
برچسب:
نویسنده: آیلین محبی
خزان مسافتی از من بود
که در تَدارُک رفتن بود
ولی همین که خزان می رفت
دوباره باز خزان می شد
برچسب:
نویسنده: آیلین محبی